
سفرۀ اشک دو ماهۀ عزا جمع میشه روز شهادت رضا نوکریمون قبوله ایشاالله که با محبت و عنایت رضا اگه یکی از ما نبود بقیه یادش بکنن، سال دیگه تو روضهها اگه یکی از ما نبود بقیه یادش بکنن تو اربعین کربلا اگه یکی از ما نبود بقیه جاش بگن حسین حسین حسین نیابتن اگه یکی از ما نبود بقیه یادش بکنن تو روضۀ امام حسن مادر، زهرا تو شاهدی که کم نذاشته این نوکرتون مادر، زهرا همۀ هستیمو من میآرم محضرتون مادر، زهرا همۀ زندگیمو دارم از منبرتون (حسین وای)4 *** من همیشه مشتری اشکتم بزا تا دنیا ملامتم کنه همیشه میام در خونت آقا تا که عشق تو هدایتم کنه چرا خداحافظ بگم وقتی من شبای جمعه روضه خونه غمتم چرا خداحافظ بگم وقتی تو شبای سال دخیل این پرچمتم چرا خداحافظ بگم من که همیشه آب میبینمو به تو سلام میدم چرا خداحافظ بگم من که یه عذاب میبینم به تو سلام میدم نوکر باید همیشه نوکری کنه تو شادی و عزا نوکر باید باشه پای رکاب حضرتِ خونِ خدا نوکر باید یه روزی جون بده آخر تو راه کربلا (حسین وای)4 *** دوماهه پیرهن سیاه تنم بوده چجوری در بیارم، دل بکنم نیتی کردم که تا آخر عمر عزادار اون شه بی کفنم مگه میشه یادم بره آقای ما رو تشنه توی کربلا سر بریدن مگه میشه یادم بره چجوری از ساقی خیمه ها بال و پر بریدن مگه میشه یادم بره سر آقای مارو تو کربلا به نیزهها زدن مگه میشه یادم بره که چجوری به روی بچههای مصطفی زدن غارت کردن تموم خیمههای که بودش پر التهاب غارت کردن گهواره رو به پیش چشمای خون رباب غارت کردن خیمههای همه بچههای ابوتراب (حسین وای)4 ***