زهراترین زهره، زهرهترین زهرا حسین بهش میگه رقیهی بابا تو کلید قفل دردایی، تو عزیزدل بابایی دیده بان ارتش زینب روی شونههای سقایی ضربان قلب من بی حد و عدد هر دم، هر لحظه میگه یا رقیه مدد