
(رنگ خزونی نرو با دل خونی نرو تو هم مثل مادرت هنوز جوونی نرو) ۲ (جوون آل طاهایی تو خونه ت حتی تنهایی) ۲ تنت رو خاک انداختن مثل حسین زهرایی [جدّمو می زدن گوشهی قتلگاه۲ فرقهٌ بالسیوف فرقهٌ بالرماح۲]2 هلهله دور و برت خون دل مضطرت چقدر غریبی که شد قاتل تو همسرت تشنه و بی تاب بودی تو تو حسرت آب بودی تو کرببلا اومد یادت به فکر ارباب بودی تو جدّت ناله زد گوشهی قتلگاه۲ العطش یطلب شربهٌ من الماء۲ جدّمو می زدن گوشهی قتلگاه۲ فرقهٌ بالسیوف فرقهٌ بالرماح۲ جدّمو می زدن کوفیا بی هوا۲ فرقهٌ بالسهام فرقهٌ بالعصا۲ رنگ خزونی نرو با دل خونی نرو تو هم مثل مادرت هنوز جوونی نرو جوون آل طاهایی تو خونه ت حتی تنهایی تنت رو خاک انداختن مثل حسین زهرایی جدّمو می زدن گوشهی قتلگاه۲ فرقهٌ بالسیوف فرقهٌ بالرماح۲ غریب و بی یاور موندی دلای ما رو سوزوندی با گریه روضه می خوندی با گریه روضه می خوندی بین یه مشت نانجیب اگرچه بودی غریب نشد تنت غارت و نبودی شیب الخضیب غریب و بی یاور موندی دلای ما رو سوزوندی با گریه روضه می خوندی با گریه روضه می خوندی جدّمو می زدن بی کس و بی سپر۲ فرقهٌ بالسّنان فرقهٌ بالحجر۲ [جدّمو می زدن گوشهی قتلگاه۲ فرقهٌ بالسیوف فرقهٌ بالرماح۲]3 زخم تو خورده نمک از غم غصب فدک می گفتی بابا کی زد مادر ما رو کتک (به یاد مادر می خونی به یاد اون در گریونی) ۲ یه روز میاد که آقا جون اون دو تا رو می سوزونی