
دوباره دارم هوای دیدن کربلا بِاَبیٖ اَنْتَ وَ اُمّیٖ یا شَهیدَ البُکاء پرچم سیاه گنبدو میبینم میام و تو خیمهی عزات میبینم ای دین من حسین ای آیینم سلام ای تمام امیدم حسین سلام ای پناه دو عالم حسین سلام ای عزیز دل فاطمه سلام ای شهید محرم حسین امیری حسینٌ و نِعمَ الاَمیر... علت جوشیدن چشمهی چشمام تویی توی این تلخی و شیرینی دنیام تویی خدا رحمت کنه اون قدیمیا رو به ما یاد دادن آخه این کیمیا رو نام حسین و یاد کربلا رو قسم به کتیبه قسم به عَلَم قسم میخورم به غبار حرم اگه تو ازم راضی باشی حسین خدا هم دیگه راضی میشه ازم امیری حسینٌ و نِعمَ الاَمیر... با سلامِ به تو دنیام رو عوض میکنم جمع نوکر هات رو میبینم و حَظ میکنم خدا بیشتر کنه این محبتهارو با شکوه تر کنه جمع هیئتهارو بده برکت این رفاقتهارو رفیق اونه که نور چشمهات بشه برازندهی دین و دنیات بشه رفیق اونه که وقتی پیشش میری مشامت پر از بوی آقات بشه امیری حسینٌ و نِعمَ الاَمیر...