نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

دلم خیمه ی ماتم شده مولا پُر از داغ مُحرم شده مولا سپردم دل خود را به نسیمی كه سحر می وزد از كرببلایت شمیمی كه میآید ز مزار شهدایت دوباره منم و اشكی و آهی من و روی سیاهی به امید نگاهی به پای غمت افتادهام آقا به عزیزان تو دلدادهام آقا به شهیدان تو ای خامس اصحاب كساء زادهی حیدر به علی اكبرت آن شبهه پیمبر به علی اصغرت آن غنچه ی نشكفته ی پرپر به لب تشنه ی سقای حرم صاحب آن مشك و علم ماه همه هاشمیان هیبت لشكر به عباس، اباالفضل دلاور به عون و به محمد ،به جعفر به مسلم، به عبدالله و قاسم شده نام تو و نام شهیدان رهت ورد زبانم تویی روح و روانم به قربان تو جانم قسمت میدهم آقا به زهیرت به حُر و به بُریر َت به اَنیس و اَنس و سعد و سعید و وهب و مالك و ادهم به مسعود و به اَسلم به حلاس و به حجاج و به همام و به جابر به شبیب و به حبیب بن مظاهر به ضرغامه و كنانه و عامر به جون و به سُوَید و به نعیم و به مُجَمَّع به هفهاف و به زاهر به رافع ،به نافع، به عَمر و به رُمیث و به بشیر و حبله ، حنظله، سُوار به سیف و به عباد و به جُناده،به عمار، به منحج، به حارث، به عقبه به عابس، به سالم، به نعمان و به عمران، به حتوف و به سلیمان و به قارب به جُندب، به شوذب، قسمت میدهم آقا كه از این خیمه مَرانم تویی روح و روانم به قربان تو جانم
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد