نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

در اَزل، دست با خدا دادی دست بالای دست حیدر نیست یَدالله علی علی... تیغ طوفانسوار میگوید: قبضهی کهنهکار میگوید: فاتح کارزار میگوید: دَم به دَم ذوالفقار میگوید: دست بالای دست حیدر نیست یَدالله علی علی... باز در جنگ خار و خصم افتاد برق تیغش پیِ هَرس افتاد سَر به سَر، سَر به پیش و پس افتاد مَلَکُ الموت از نفس افتاد دست بالای دست حیدر نیست یَدالله علی علی... خسته از فتنهها نشد، جنگید فارغ از روح و کالبد، جنگید تا که جان داشت، تا که شد جنگید با نَود زخم در اُحُد جنگید دست بالای دست حیدر نیست یَدالله علی علی... فارق از قیل و قال میگویند: مستند با مثال میگویند: از بِحار و خِصال میگویند: نطفههای حلال میگویند: دست بالای دست حیدر نیست یَدالله علی علی... این مَثَل از زبان اغیار است دست بالای دست بسیار است شَرح نَقلش هزار طومار است شک نکن عالمی خبردار است دست بالای دست حیدر نیست یَدالله علی علی...
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد