خواستی پر بکشی تا کبوتر بشوی

خواستی پر بکشی تا کبوتر بشوی

[ کربلایی نریمان پناهی ]
خواستی پَر بکشی تا که کبوتر بشوی
از پدر دور شوی عرصه‌ی محشر بشوی

خواستی که نفر اول میدان بشوی
زودتر سر بدهی تا که کمی سر بشوی

یک قدم پیش پدر راه برو بعد برو
تا که یک‌بار دگر حضرت مادر بشوی

بی‌سبب نیست پدر پشت سرت خورد زمین
سال‌ها سوخت به پایت علی اکبر بشوی

وسط معرکه حالا تویی و این لشکر
تیغ در دست برو یک‌تنه لشکر بشوی

این جماعت همه تمثال نبی را دیدند
رجزی سر بده تا حضرت حیدر بشوی

یک پَر از خوُد تو را باد به خیمه می‌برد
یعنی آن قدر نمانده است که پرپر بشوی

ناله‌ات رفت چو بالا پدر افتاد زمین
بی‌تعادل شد و از پشت سر افتاد زمین

نفسش سرد شد و خون سرش ریخت زمین
مثل اشک پدرش بال و پَرَش ریخت زمین

ضربه‌ای آمد و فرق سر او را وا کرد
استخوانش چو ترک خورد سرش ریخت زمین

پدرش داشت دَم خیمه تماشا می‌کرد
از روی اسب تن گل‌پسرش ریخت زمین

با چه حالی سر نعش علی اکبر آمد
تکه‌های پسرش دور و برش ریخت زمین

دست تا زیر تنش برد تنش ریخت به هم
بدنش از سر دست پدرش ریخت زمین

همه‌ی دشت پُر از اکبرِ لیلا شده بود
پاره شد قلب پدر تا جگرش ریخت زمین

عمه آمد ز حرم هلهله می‌کرد سپاه
جگرش پاره شد از چشمِ تَرَش ریخت زمین

مرگ خود را پدر از دست خدا می‌خواهد
بردن این بدنِ پاره عبا می‌خواهد

حیدر حیدر... 

شیر سرخ عربستان و وزیر شَه خوبان، پسر مظهر یزدان
که بُدی صاحب طبل و عَلم و بیرق و سَیف و حَشَم و با رقم و با رَمَق اندر لب او ماه بنی هاشم و عباس

 علمدار اباالفضل، سپهدار اباالفضل، جهانگیر اباالفضل، جهان‌دار اباالفضل 

دید کاندر حرم خسرو خوبان، شده بس ناله و افغان
و پر از شیوَن طفلان، همه‌شان موی پریشان، دل بریان، سوی عباس شتابان
که عمو جان چه شود جرعه‌ی آبی برسانی به لب سوختگان کز عطش آتش بگرفته آب ما

 شَهِ باوفا اباالفضل ،  معدن سخا اباالفضل ، نور هَل اَتی اباالفضل، صاحب لوا غیر خدا اباالفضل 

پس بیاویخت بدوش دگر خویش، یکی مشک چو مشکی که بُدی خشک‌تر از لَعل لب ماه مدینه
گل گلزار سکینه، به فغان گفت که یا بنت اَخا، گریه نکن،ناله مکن، ضجّه مزن، سینه مزن، لطمه مزن 
زآنکه عموی تو نمرده روم الحال کنم بهر تو من آب مهیا

زور بازوی علی باب الحوائج
ناصر دین نبی بابا الحوائج
ناصر دین علی باب الحوائج 
ناصر دین حسن باب الحوائج 
ناصر دین حسین باب الحوائج 
پسر ام البنین باب الحوائج 
که شدی قطعُ الیمین
در زمین کربلا دست تو از تن جدا
در زمین نینوا سر تو از تن جدا

ساقیم کو عَلمت، آن دو دست قلمت
آی همه‌ی اهل حرم بخدا منتظرم

اصغزم تشنه‌لب است
بخدا جان به لب است

وا عطشا...

پربازدید‌ترین‌های دمام زنی کربلایی نریمان پناهی حضرت علی اکبر (ع)(محرم و صفر)

محبوب‌ترین‌های حضرت علی اکبر (ع)(محرم و صفر)

محبوب ترین‌های کربلایی نریمان پناهی

نظرات

به به