تصویر سید مجید بنی فاطمه - قاصدکا همه می‌دونن روزِ آخری‌مه

قاصدکا همه می‌دونن روزِ آخری‌مه

[ سید مجید بنی فاطمه ]
  • 7.4K
  • 11
  • 0
حسین حسین واویلا واویلا...

قاصدکا همه می‌دونن روزِ آخری‌مه
بذار تشنه جون بِدم چون سهمِ خواهری‌مه

یا حسین! ببین خمیده قدم
حالا شده اسمِ تو اشهدم

وای، برات گریه کردم هر شب
وای، نیفتاده اسمِت از لب
وای، بیا که بُریده زینب

مَنو ببخش اگه تا حالا واسه تو نمُردم
مَنو ببخش اگه برات کم تازیونه خوردم
مَنو ببخش اگه تَنِت رو دستِ خاکِ گرمِ
صحرا سپردم

یا حسین! ببین خمیده قدم
حالا شده اسم تو اشهدم...

*****

همه‌ی زندگی‌تو خواهر پای من گذاشتی
معلومه از قد هِلالت روز خوش نداشتی

خواهرم چطوره وضع پَرِت؟
چطوره زخمی که بود رُو سرِت؟

وای، نمی‌ره ز یادم اون حال
وای، چطوری توی اون جنجال
وای، خودِت رو رسوندی گودال

مَنو ببخش اگه نمازت رو شکسته خوندی
کشون کشون خودت رو پای رأسِ من کِشوندی
مَنو ببخش اگه زمین خوردی همه‌ش تُو صحرا
هِی جا موندی

یا حسین! ببین خمیده قدم
حالا شده اسم تو اشهدم...

مَنو ببخش اگه تا حالا واسه تو نمُردم
مَنو ببخش اگه برات کم تازیونه خوردم
مَنو ببخش اگه تَنِت رو دستِ خاکِ گرمِ
صحرا سپردم

یا حسین! ببین خمیده قدم
حالا شده اسم تو اشهدم...

حسین حسین واویلا واویلا...

*****

تنهایی
روی خاکِ داغِ این صحرایی
با لبِ تشنه لبِ دریایی
تنهایی

مظلومی
زیرِ تیغ و نیزه هم آرومی
از یه قطره آب هم محرومی
مظلومی

تُو قتلگاه صورتت رو زمین گذاشتی بمیرم
برای اون لحظه‌ای که نفَس نداشتی بمیرم

آه کُشتن، تو رو بی‌گناه کُشتن...

*****

بدحالی
با تَنِ خسته توی گودالی
همه اومدن عجب جنجالی
بدحالی

دل‌تنگی
بی‌رمق شدی ولی می‌جنگی
روی پیشونیت نشسته سنگی
دل‌تنگی

بشکنه دستی که آقا پیرُهنت رو درآورد
تُو اون شلوغیِ گودال عقیقتو ساربان برد

آه رفتن، رُو تَنِ تو راه رفتن
آه کُشتن، تو رو بی‌گناه کُشتن

آه کُشتن تو رو بی‌گناه کُشتن...

*****

چه بانویی که پس از دختر رسول الله...
به هر زنی که تصوّر کنی شرافت داشت

چه بانویی که صبوری نمود چون زهرا
چه بانویی که به قدر علی شهامت داشت

چه بانویی که به بال مجاهدت پرواز...
ز دشت ماریه تا اوجِ بی‌نهایت داشت

چه بانویی که به هنگامه‌ی اسارت هم...
وقار داشت، حیا داشت، شرم و عفّت داشت

چه بانویی که به همراه یک مدینه صفا
گلاب گریه و یک کربلا مصیبت داشت

دلِ تو بود پُر از شوق و اشتیاق، حسین
که لحظه لحظه‌ی عمرت از این حکایت داشت

حسین از تو جدایی نداشت در هر حال
مگر به خاطر اُنسی که با شهادت داشت

چراغ آخرتش باد روشن شاعری که سرود...
دو مصرعی که در آن یک جهان طراوت داشت

(نه ذوالجناح دگر تاب استقامت داشت
نه سیّدالشّهدا بَر جدال طاقت داشت)

ستاره‌ی سحرِ تو که روی خاک افتاد
هزار و نهصد و پنجاه و یک جراحت داشت

من و مکارم اخلاق زینبی، هیهات!
کجا برابرِ خورشید ذرّه جرئت داشت؟

*****

(در این سفر یک اشتباه کردم
تو چوب خوردی من نگاه کردم)

پربازدید‌ترین‌های زمینه سید مجید بنی فاطمه امام حسین (ع)(محرم و صفر)

پربازدید‌ترین‌های زمینه امام حسین (ع)(محرم و صفر)

محبوب‌ترین‌های امام حسین (ع)(محرم و صفر)

محبوب ترین‌های سید مجید بنی فاطمه

نظرات

0 نظر ثبت شده

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد