
حرم اشک و سوز و دعا، حرم ناله ربنا دلم مضطر تو شب آخر تو دل تنگم برادر، زینب بیقرار است فردا راس تو در دست نیزه دار است تربته شفا حسین ساکن کربلا حسین من و امشب و تاب و تب که جانم رسیده به لب همین شام آخر مرا کرده مضطر ای دار و ندارم ای ماه منیرم ای کاش ای امیدم قبل از تو بمیرم تربته شفا حسین ساکن کربلا حسین رسیدم به غم خانهات دلم گشت هم خانهات به جوش و خروشم علم روی دوشم ای نامم برابر، با آیت حزنا دستم را گرفتی تا گفتم حسین جان تربت شفا حسین ساکن کربلا حسین