به تعلیم بشر مولای مکتب هر زمان برخاست

به تعلیم بشر مولای مکتب هر زمان برخاست

[ محمدحسین پویانفر ]
به تعلیم بشر، مولای مکتب، هرزمان برخاست
 به تسبیحش خدا فرمود برپا، پس جهان برخاست

شگفت انگیز توحید مُفَضَل، شعله‌ور می‌شد
 که وقت خواندنش، دود از سر افلاکیان برخاست

میان شیعیان با او، حکومت فتنه می‌انداخت
 تقیه نشر پیدا کرد و، فتنه از میان برخاست

و مفتاح الحقیقه، قفل‌های بسته را وا کرد
 و مصباح الشریعه، نور شد تا آسمان برخاست

چنان مور و ملخ، عرفان کاذب رخنه در دین کرد
و صادق با لوای حق، به جنگ غالیان برخاست

کسی که کربلا را، در قیام علم او آموخت
 در این مکتب، همیشه سربلند از امتحان برخاست

زُراره، حَمیَری، جابر، امینی، مجلسی، طوسی
 تبار دوستان، در اصل از این دودمان برخاست

غبار قبر حیدر را، نخستین بار او بوسید
 پس از آن بوسه، در شهر نجف آن آستان برخاست

چو هارون در تنور امتحانش می‌توان افتاد
 ولی از سفره‌ی مِهرش، چگونه می‌توان برخاست

 پسر یک بار دیگر، ارث غربت بُرد از مادر
 دوباره در مدینه، آتشی از آشیان برخاست

میان کوچه می‌افتاد و بر لب داشت وااُماه
 بمیرم من، که از جانش، نوای الامان برخاست

گمانم روضه‌ی شیخ الائمه، این سخن باشد
کجا در مجلس منصور، چوب خیزران برخاست

امان از مجلس شام و امان از خاطرات تلخ
 که طفلی بر زمین افتاد، هرجا ساربان برخاست
 
 رقیه گوشه‌ای زانو بغل کردو، به خود می‌گفت
 چرا بابا سرت آمد ولیکن بوی نان برخاست

بابا در این سفر، یک اشتباه کردم
تو چوب خوردی، من نگاه کردم

هر طرف، یک دختری آواره بود
دست‌ها، بر گوش‌های پاره بود

تشنه‌ی بی تاب را هم می‌زدند
کودک در خواب را هم می‌زدند

من که ارث خود، ز زهرا برده‌ام
من که مثل او، کتک‌ها خورده‌ام

پابرهنه، سر برهنه در شبم
فکر و یاد غصه‌های، زینبم

مادری خورد زمین و، همه جا ریخت به هم
همه‌ی زندگیه، شیر خدا، ریخت به‌هم
بشکند پای کسی که،لگدش سر میزد

ظاهراً، جد اطهرش هم بود
پدرش بود، مادرش هم بود

تا که افتاد روی گونه‌ی راست
بین مقتل، برادرش هم بود

خواهرش بود و، ذبح را می‌دید
دم گودال، دخترش هم بود

ندایی داد زینب، مادرش را
ببین دیر آمدی، بردند سرش را

برای حفظ پیراهن، توان رفت
دگر از من مخواه، انگشترش را

حسین جان ای، آبروی دو عالم
نگین سلیمان، به حلقه‌ی خاتم

خداحافظ ای برادر زینب
به خون غلتان، در برابر زینب

اگر بناست دَمی، بی تو بگذرد عمرم
هزار بار بمیرم، نبینم آن دم را

پربازدید ترین شعر اول محمدحسین پویانفر محرم و صفر امام صادق (ع)

محبوب ترین محرم و صفر امام صادق (ع)

محبوب ترین محمدحسین پویانفر

نظرات