به بزم انبیا امشب نشان دیگری پیداست

به بزم انبیا امشب نشان دیگری پیداست

[ حسین محمدی فام ]
به بزم اَنبیاء امشب نشاطِ دیگری پیداست
می‌بینم گلِ لبخندِ شادی بر لبِ آدم، 
تو گویی بااَدب بستند صف، پیغمبران 
از نوح و ابرهیم و اِسحاق و کَلیمُ‌الله و روحُ‌الله و یعقوب و جنابِ یوسف و داوود و فرزندش سلیمان در کَفِ هریک، گُلی از آیه‌های نور و، آوای مبارک بادشان بر لب که اِی‌مولا! مبارک باد بَر قَدِ رَسایت خَلعَتِ شادی و اوجِ تختِ دامادی
مبارک باد اِی‌جانِ محمد وَصل زهرایت
چه نیکو همسری بخشیده ذاتِ حق‌تَعالایت
که باشد روحِ پاک و بِضعه‌ی پیغمبرِ اَکرم. 

سماواتُ‌العُلیٰ امشب همه دریای نورند و
ملائک شاد و َمسرورند و عالَم
سینه‌ی سینا و دل‌ها مَحفِلِ طورند و
جبریلِ اَمین از جانبِ دادارِ مَنّان آمده در مَحضَرِ پِیغَمبرِ اَکرم، پیام آورده از حق با سلامی گرم بَر اَحمد که ما در آسمان خواندیم اوَل خُطبه‌ی امیرالمؤمنین و دخترت زهرای اَطهَر را
تو باید در زمین اینک ببندی عقدِ آنان را
دو خورشدِ فروزان را، دو دریای خروشان را
دو روحِ پاکِ ایمان را، دو وَجهِ ذاتِ مَنّان را 
دو جان را و دو جانان را که پیش از آفرینش این دو را حق خوانده کُفوِ هم. 

محمد از اَمینِ وَحی، چون بشنید این فرمان
گلِ لبخندِ او بِشکفت همچون لاله در بُستان، به مسجد آمد و بگذاشت پا بَر عَرشه‌ی منبر، فروبارید از یاقوتِ لب با این کلامِ دل‌نشین گوهر، به اَمرِ حضرتِ داوَر، اَلا یامسلمین از مرد و زن از اکبر و اصغر، هم‌اینک من به اَمرِ حضرتِ پروردگارم، عقد بستم دخترم زهرا و حیدر را، 
دو کُفوِ نیک‌اَختر را، دو روحِ روح پرور را
دو شمعِ نورگُستَر را، دو دریا را، دو گُهَر را
دو هم‌سنگ و دو همسر را، که بسته پیشتر از آفرینش عقدشان را خالِقِ عالَم. 

چون بشنیدند از خَتمُ‌الرُّسل این مُژده را یاران، 
زمین شد از گلِ لبخندِ اصحابِ رسولُ‌الله گل‌باران، زنان تبریک‌گو بَر فاطمه، مردان مبارک باد می‌گفتند بَر مولا، محمد بود زهرایش، علی بود و تجلایش، تمامِ قُدسیان تسبیح‌گو، تهلیل‌خوان، تکبیر می‌گفتند و می‌گشتند دورِ این زن و شوهر، خداوندِ تعالیٰ تَهنیَت می‌گفت بَر پِیغَمبَر و بَر حضرتِ صدیقه و بَر حیدر و بَر شیعه‌ی مولاعلی تا دامنِ مَحشَر، همه بودند مسرور از همه مسرورتر بودی دلِ نورانیِ پِیغَمبَرِ خاتَم. 

پس از چندی زمان بگذشت و اَیّامِ عروسی آمد و خورشیدِ عِصمَت را بَرِ این ماه می‌بُردند و می‌خواندند حوران آیت‌الکرسی و قَدر و کوثر و یاسین و نور و آیه‌ی تَطهیر و می‌بودی زَمامِ ناقه‌اش در دست جبرائیل و دنبالِ سَرِ او قُل هُوَ اللهُ اَحَد می‌خواند اِسرافیل و گُل از بالِ خود می‌ریخت میکائیل و جان فرشِ رَهش می‌کرد عزرائیل و داماد ایستاد بَر درِ خانه که با دستِ یَدُاللّٰهی ز خورشیدِ جمالِ عِصمتِ حق پرده بردارد، بخواند با تماشای جمالِ کوثرِ خود سوره‌ی مریم. 

کجایی فاطمه بِنتِ اَسَد تا بنگری امشب عروست را؟ بیا اِی مادرِ مولا! بزن گل‌بوسه بَر روی اَمیرالمؤمنین و بَر عروست حضرتِ زهرا
خدیجه! اِی سلامِ حق فزون بادا ز اَعدادت، کجایی تا ببینی گَشته وَجهُ‌الله دامادت، 
تو هستِ خویش را در یاریِ دینِ خدا دادی! نه هستی، بلکه جانِ خویش را در دست بِنهادی، تو زهرا بَر علی زادی، چو هستِ خویش در راهِ خدا دادی، خدا هم هستِ خود را بَر تو بخشیده، همانا دختری دادت چو زهرا و همانندِ علی بخشید دامادت، چه دامادی! که ذاتِ پاکِ حق، جانِ رسولش خواند و جانِ خَلقِ عالَم باد قربانش
چه قابل سَر؟ که بَر خاکِ قدوم او نَهَد میثم.

پربازدید‌ترین‌های شعر مدح حسین محمدی فام جشن ازدواج حضرت زهرا و امیرالمؤمنین علیهما السلام(اعياد و ولادت‌ها)

پربازدید‌ترین‌های شعر مدح جشن ازدواج حضرت زهرا و امیرالمؤمنین علیهما السلام(اعياد و ولادت‌ها)

محبوب‌ترین‌های جشن ازدواج حضرت زهرا و امیرالمؤمنین علیهما السلام(اعياد و ولادت‌ها)

محبوب ترین‌های حسین محمدی فام

نظرات