نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

بَر لبِ آبَم و از داغِ لَبَت میمیرم هَردَم از غُصّهی جانسوزِ تو آتشگیرم مادرم داد به من درسِ وفاداری را عشقِ شیرین تو آمیخته شد با شیرم کربلا کعبهی عشق است من اَندَر اِقرار شد دراین قِبلهی عُشّاق دوتا تَقصیرم دستِ من خورد به آبی که نَصیبِ تو نشد چشمِ من داد از آن آبِروان تصویرم اُمُّالبَنین، اُمِّ بیبَنین... حسین، حسین...
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد