بر لب آبم و از داغ لبت می میرم
حاج عبدالرضا هلالیپسندیدن12
بازدید1.8K
بَر لبِ آبَم و از داغِ لَبَت میمیرم هَردَم از غُصّهی جانسوزِ تو آتشگیرم مادرم داد به من درسِ وفاداری را عشقِ شیرین تو آمیخته شد با شیرم کربلا کعبهی عشق است من اَندَر اِقرار شد دراین قِبلهی عُشّاق دوتا تَقصیرم دستِ من خورد به آبی که نَصیبِ تو نشد چشمِ من داد از آن آبِروان تصویرم اُمُّالبَنین، اُمِّ بیبَنین... حسین، حسین...