نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

بار دیگر می پیچد میان میدان 3 نغمه هل من ناصر ز کامی عطشان 3 این عزیز پیغمبر است، که بی یار و یاور است نفس های آخر است یکی یکی ز یارانش، به دشت خون نشان پرسید زهیر و هانی و مسلم، کجا رفتید؟ (حسین، غریب و تنها) *** ظهر سوزان صحرا غریبی تنها 3 غرق در خون یارانش به خاک صحرا 3 آه نمانده دور و برش، ز مردان لشگرش کسی غیر از اصغرش تویی تو یکه و تنها، میان این همه دشمن به قتلگه چه خواهد شد؟ خدای من (حسین، غریب و تنها) ***
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد