نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

با خاطرات کربلا گریم میگیره با دیدنِ عکسش آقا گریم میگیره بارون میباره، یاد ایوونت میافتم میگیره قلبم، بیهوا گریم میگیره دلتنگیامو، بغض صدامو، میبینی و بازم راهم نمیدی دادم قسم به پهلویِ مادر، شنیدی آخر ضریحت رو توی آغوش میگیرم آقا یه روزم بین آغوشت میمیرم مثله سگ کهف که نگفتن تا بمونه حتی اگه تحویل نگیری من نمیرم آروم جونم، ای مهربونم دلواپس امروز و فردامی، حسینجان تو سختیها تنها تو باهامی، حسین جان یه کنج از حرم بهم جا بده دلم تنگته، خدا شاهده به غیر از تو رو زدن، ذلته فقط بخشش تو بیمنته
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد