
بُنَیّ، بُنَیّ، ببین ز پا مانده مادر بنیّ، بنیّ، تنت كجا مانده مادر درتنوری چه سری چه گیسوانِ پرشوری خاك و خون گرفتی اما پرنوری به فدای تو كه از پیكر دوری می گیرمت دربرم ازداغت خونجگرم ای پسرم، ای پسرم تو را تا زصحرا، به سمت كوفه آوردند تمامِ خیامِ تو را همه غارت كردند تو دراینجا، مانده خواهرت ولی بین صحرا بی تو زینبت شده خیلی تنها در میان حلقه ی نامحرم ها وای از حال دخترم از داغت خون جگرم ای پسرم، ای پسرم نه یك مرد، كمك كرد،نه ناكسان آبت دادند شتابان، به میدان، همه به جانت افتادند آمدم در، قتلگه میان شمشیر وخنجر تاكنارپیكرت باشم مادر شدی روی دامنم اما بی سر ای لاله پرپرم ازداغت خونجگرم ای پسرم، ای پسرم