نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

ای وای از کربلا (کربلا کربلا کربلا) ۳ آشفتهم کربلا گفتن خونهت گفتم کربلا دست و پامو که گم میکنم رو خاکت میافتم کربلا پژمردهم کربلا خیلی غصّه خوردم کربلا هرکی حرفاشو یه جایی زد من حرفامو بردم کربلا (کربلا کربلا کربلا) ای وای از کربلا موندی تنها بین قتلگاه روزگار زینب شد سیاه بعد از تو کارم شد اشک و آه ای وای از کربلا رفتی بالای سر نیزهها بردند مارو بین کوچهها مونده زینب با نامحرما کربلا کربلا، (کربلا کربلا کربلا) ۳... ای وای از ازدحام بسته و مجروح دست و پا واسهی این داغ گریهها بردن ما رو تو بزم حرام ای وای از خیزرون شد اشک چشمای ما روون بمیرم لبت شد غرق خون کربلا کربلا، (کربلا کربلا کربلا) ۳...
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد