
ای وای از کربلا کربلا کربلا کربلا... ای وای از کربلا موندی تنها بین قتلگاه روزگار زینب شد سیاه بعد از تو کارم شد اشک و آه ای وای از کربلا کربلا کربلا کربلا... ای وای از کربلا رفتی بالای سرنیزهها بردن مارو بین کوچهها مونده زینب با نامحرما کربلا کربلا کربلا... ای وای از ساربان زجر و خولی خیلی بیحیان رفتم شام و کوفه با سنان رقصیدند دور ما دلقکان کربلا کربلا کربلا... ای وای از خیزرون شد اشک چشمای من روون شد لب و دهنت غرق خون میزد تورو نامرد بیاَمون کربلا کربلا کربلا... ای وای از طعنهها خندیدن به اشک دخترا غارت شد خلخال و معجرا دیدم اشکاتو رو نیزهها کربلا کربلا کربلا...