
سرپناه قلبم، حسین ... سر پناه قلبم، پادشاه قلبم گنبد طلای تو شده قبلهگاه قلبم دارم از ضریحت خاطرات خوبی باز هواتو کردم شب جمعه دم غروبی فکر کربلاتم، باز توی خیالم یه گوشه از صحن باصفاتم چشمامو میبندم، یک سلام میدم از همینجا پس جزو زائراتم، فکر کربلاتم مَن لیْ غَیرُکْ، كَيْفَ أَصْبِرُ عَلَىٰ فِرَاقِك دورم از تو ولی زائر توئن ملائک از راه دور شب جمعه دلم میگه لبیک یابن الزهرا، بطلب آقا، بطلب آقا، بطلب آقا ***** واسِعَ العَطایا، مُنتَهَی الرَجایا شاکیم از این فاصلهها، سامِعَ الشَّكايا وقتی از تو دورم، بال پر زدن نیست صحن تو شلوغه ولی باز جا برای من نیست من فقط اضافهام ... فکر این که دیگه نیام حرم میکنه کلافهام خوابشو میبینم، باز دوباره دور ضریح تو مشغول طوافم، خوابشو میبینم دوری از تو، خوشی منو به غم بدل کرد خواب میدیدم که ضریح تو منو بغل کرد اصلاً انگار نمیشه غم فراقو حل کرد یابن الزهرا، بطلب آقا، بطلب آقا، بطلب آقا