نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

آن که نامش کرده عالم را مسخر زینب است آن که وصلش میرباید هوشُ از سر زینب است *** مادرش آموزگار مکتب شرم و حیاست فارقالتحصیل دانشگاه مادر زینب است *** گر علیابن ابیطالب بود معیار صبر آن که صبرش با علی گردد برابر زینب است *** گفتُ پیغمبر حسینم هستُ کشتی نجات بادبان و محور و سکان و لنگر زینب است *** هستُ از درهای جنت یک درش بابالحسین فاشُ میگویم کلید قفل آن در زینب است *** آن که داغ شش برادر را به خودهموارُ کرد تا بماند جاودان دین پیمبر زینب است *** ذوالجناح ای عرشپیما مرکبم میروم اما به فکر زینبم *** یا اخی خدک لاتلطمی مادری کن بر بنات فاطمی *** صبرُ کن تا سنگبارانم کنند آفتاب نیزهدارانم کنند *** صبرُ کن گر خوردُ سیلی دخترم این بود میراث زهرا مادرم *** دم فرو بند ای بتول دومی گر سرم از نیزه افتد بر زمین *** ای ملائک دشت را هامون کنید شمر را از قتلگه بیرون کنید *** کوفه را حق علی بر گردن است کوفیان وقت تلافی کردن است
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد