نظرات
0هنوز نظری ثبت نشده

هلال من که از خورشید دل بردی به زیبایی چه نیکو میکنی با صوت قرآن مجلسآرایی عزیز من، حسین من به شوق آن که نیزه خم شود بوسم گلویت را چهل منزل کنم با نیزهدارت راهُ پیمایی کلامی با یتیم خود بگو دریابُ جانش را که از طفل پدرمرده نمیآید شکیبایی ز ابر خون و خاکستر صدایت رهنمایم شد وگر نبودُ مشکل ماه رویت را شناسایی مه نو را گه مغرب نشان هم دهند اما هلال من به وقت ظهرُ گردیده تماشایی
هنوز نظری ثبت نشده