
آرامش، نجف همونجاییه که میخوامش آرامش، کاشکی بشم یک نفر از خدامش جا مونده، دلم تو ایوون نجف جامونده صابخونه، مهمون نمیخوای که شدم درمونده غرق تماشای نجف، بَه، بِه مولای نجف مستم مستم ز سهوای نجف، بَه، بِه انگور نجف مستم مستم ز الطاف نجف، بَه، بِه مولای نجف مستم من و عبد و معبود نجف، بَه، بِه بابای نجف مستم علی یا علی ۴