نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

از مادر و پدر چقدر مهربان تری دورت بگردم این همه در فکر نوکری کج میروم ولی، تو به رویم نمیزنی من مطمئنم آبرویم را نمیبری ای منحصر به فردترین پادشاه خلق نوکر برای سود و زیانش نمیخری پیش تو خوش گذشته به ما اینقدر که حال قلاده وا کنی نروم جای دیگری مردم برای آخر سالی ، پی سفر... من هم به فکر اینکه مرا کربلا بَری من زیر خرج زندگی ام مانده ام حسین ما بچه رعیتیم و تو اما توانگری 📝شاعر: علیرضا وفایی خلق
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد