نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

ردایش دور پا پیچیده می شد جهانش پیش دیده تیره می شد ز سر عمامه ی خود بر زمین زد گریبان چاک و لطمه برجبین زد نشست وگفت شه با حال خسته ز جا برخیز ای پهلو شکسته
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد