نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

دیوونهی کربلاتم از بچگی مبتلاتم سینهزنِ روضههاتم مدیونِ چشماتم وقتی شبا بیقرارم سرمو رو تُربت میذارم تورو به یادم میارم دلبرو دلدارم همهی عشقِ ما عطرِ سینهزنات قربونِ پرچمه حرمِ کربلات کربلا... واسه دوری، مُردم از این صبوری بیقراره بیقرارم کربلا.. خسته حالم، این شبا تو خیالم سر رو شیش، گوشه میذارم خاطرهی اولینبار نگاه به صحنِ علمدار دلمو کرده گرفتار دلتنگتم اییار منو که دل هوایی خسته شدم از جدایی میخوام بشم کربلایی مردم ز تنهایی نمیگم عاشقم آخه نالایقم میدونم آقاجونم برات آیِنهی دِقم کربوبلا کشتیِ دلشکستهها مونده در گِل منو ندونسته لایق، آقام ابوفاضل ولی دلِمن میدونه اربابِ من مهربونه منو بهتو میرسونه بی تو دلم خونه سینهام مبتلاست زخمی روضههاست همهی آرزوم دیدن کربلاست کربلا... تا جوونم، آرزومه بتونم عاشقونه زائرتشم کربلا... دل دوباره، روزو شب گله داره کِی میشه، مسافرتشم
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد