
دلدادگان چون ساغر از دلبر گرفتند از غیر دلبر دامنِ دلبر گرفتند دادند جان تا در برِ جانانه رفتند دادند دل تا در بر دلبر گرفتند رفتند یاران، چابُک سواران برخواستند از بستر دنیای فانی زان پس عروسِ عشق را در بر گرفتند پیمانهی تردید بشکستند و این قوم از دست حق جام مِیِ باور گرفتند سرمست از عشق خدا از سر گذشتند سرمشق از آن کُشتهی بیسر گرفتند رفتند یاران، چابُک سواران بستند چشم از چشم و دست از دست شستند این شیوه از عباسِ نامآور گرفتند بهر نثار جان به قربانگاه رفتند با حنجر خود بوسه از خنجر گرفتند از جان و دل یک یا علی گفتند و رفتند جامِ ولا از ساقیِ کوثر گرفتند رفتند یاران، چابُک سواران...