نظرات
1 نظر ثبت شده

علی سینا عسکری کاربر
خیلی قشنگ بود
۲۷ دی ۱۴۰۲

ای جمعه ی نیامده ی روزگار ها الغوث و الامان خزان و بهار ها آیینه ی شریف ترین تبار ها خال لب تو کعبه ی دلبر مدار ها خوش به سعادت پسر مهزیار ها حالا که میل به دلبری ساغر آمده عطر گل محمدی از قمصر آمده آقا بیا که کاسه ی صبرم سر آمده حتی دعای ندبه صدایش در آمده برگرد ای قرار دل بی قرار ها از باده ی دلای تو بس نوش میکنیم عالم به مدح زلف تو مدهوش میکنیم اما چه سود ریسه که خاموش میکنیم آقا تو را دوباره فراموش میکنیم ای خسته از شلوغی شعر و شعار ها آنقدر گفته ایم که ضرب المثل شده دنیا بدون تو به جنهم بدل شده کعبه شکست خورده ی لات و هبل شده شیطان دوباره معرکه گیر جمل شده تیغت کجاست ذریه ی ذوالفقار ها تردید و شبهه از سفرت حرف می زند با شک از آخرین خبرت حرف میزند از شایعات دور و برت حرف میزند آقا بیا که پشت سرت حرف می زند ای حرمت تمامی دور و قرار ها دست با سر به روان چون نرسد در گردن چاره ای نیست به جز دیدن و حسرت خوردن آدمی را که طلب هست و توانایی نیست صبر اگر هست و اگر نیست با باتی کم روی در خاک در دوست ببیاد مالید چون میسر نشود روی به روی آوردن گفت چه کند گر نکند شرط عشق است بلا دیدن و پای افشردن تا کی بگویم ای خدا این معظ الاولیا عمرم سر آمد مهدی نیامد غم ها سر آمد آقایم آمد به خوبا سر میزنی مگه بدا دل ندارن
1 نظر ثبت شده

خیلی قشنگ بود