آهای دختر شامی

آهای دختر شامی

[ ابراهیم واعظی ]
آهای دختر شامی ، من و با دستات نشون نده
انقدر النگوتو ، جلو چشم من تکون نده
 
تو کجا بودی  تو اون وقتی که 
چقدر خلخال به پای من بود 

تو کجا بودی تو اون وقتی که
گل‌سر وصل موهای من بود 

تو کجا بودی تو اون وقتی که
روی دوش عموم جای من بود 

حالا نبین که سوخته موهام
حالا نبین چقدر کبودم
من هم یه روز و روزگاری
نازدانه‌ی عشیره بودم

امون از این زمونه

آهای دختر شامی / من عزیز قلب مصطفام
من از نسل مولای / همه ی دنیا و ماسوام 

صدقه ننداز برای من که 
روزی عالم توی دستامه 

صدقه ننداز برای من که
نم بازون از نم اشکامه 

صدقه ننداز برای که
همه‌ی عالم زیر پاهامه 

حالا نبین که زخمیه پام
حالا نبین که تاره چشمام
خوب میشه حالم اون دمی که
از راه بیاد دوباره بابام

امون از این زمونه

منبع:گروه فرهنگی شاعـــــران جواز نوکـــــری

نظرات