
آخرین یاسِ ؛ نینوایم راویِ داغ ؛ کربلایم بار غم را بر شانه کشیدم پا به پای عمه میدویدم راس جدم را بر نیزه دیدم آه وواویلا پیش چشمانم ؛ شد گرفتار دختر زهرا،بین بازار پردهی محمل ها را کشیدند کف زنان دورِ ما میدویدند عمههایم ناسزا شنیدند آه و واویلا از همه بدتر،شهر شام است صحبت از هتکِ ، احترام است یک سوالم مانده بی جواب است تاقیامت بر قلبم عذاب است جای زینب در بزم شراب است؟ آه وواویلا ghasemnemati_ir@