
بیا با بقیعِ خلوت کمی درددل کنیم اشکِ چشما رو واسه روضهیِ غم نازل کنیم بقیعی که دو سه روز پیش پر بوده از زائرا خلوته بازم خدا چه غریبه آقایِ ما ؟! حاجیا رفتن برایِ طوافِ کعبه همه کسی نیست روضه بخونه واسه پورِ فاطمه دلا رو حرم کنید تا دلِ مادر نگیره الهی از غصّهیِ این آقا نوکر بمیره الهی یه روز بیایم با آقامون تویِ بقیع برایِ تو و مادر بسازیم آقاجون ضریح یه حرم بنا کنیم از جنسِ مشهدالرّضا با دو تا گلدستهیِ بلند و خوشگل از طلا تویِ صحنت بخونیم هر شبِ جمعه آقاجون روضههایِ کوچهیِ خلوتی که مادرمون ..... پیشِ چشمِ پسرش با ضربِ سیلی خورد زمین تا روشو بپوشونه پیشِ امیرالمؤمنین روزایی که گلِ یاس کمون و ارغووُنی بود رو خاکا گوشوارهای افتاده بود که خونی بود آتیشِ غمِ مدینه دلمو آتیش زده هر کی از راه رسیده زخمِ زبون و نیش زده کاشکی آقا بیاد و مرهمِ مادر برسه تو طوافِ کعبه هم نوایِ حیدر برسه حج قبول میشه اگه تویِ دلا باشه ولا یه کمی گریه کنیم برایِ شاهِ کربلا حاجیِ شیشماهه از کعبه به کربلا میره کوفه خیلی بیوفاست آقایِ ما کجا میره؟! آقاجون کوفه نیا که کوفه تو تاب و تبه تویِ دامنِ کوفی سنگِ زدنِ زینبه حسین ...... sehreashk@