عمری گذشت هنوز توی گوشم

عمری گذشت هنوز توی گوشم

[ عبدالله باقری ]
عمری گذشت هنوز توی گوشم
صدای العطش ها می‌پیچه

توو "خیمه‌گاه" یه چیزایی دیدم
که زهر کینه پیش اون هیچه ۲

دیدم

بچه ها رو توو خیمه‌ی مشکا

رو خاک نمدار که می‌اُفتادن
دیدم با چه خجالتی رفتن
مشک و به سقای حرم دادن

علم افتاد
توو حرم غوغا شد

پای دشمن
سمت خیمه وا شد ۲

وا مصیبت / ای امان از غربت ۳

 
گودال اومد به خاطرم هرجا
دیدم حصیر و کهنه قالیچه

توو "قتلگاه" یه چیزایی دیدم
که زهر کینه پیش اون هیچه ۲

دیدم

خنجر کهنه که نمیبُرّه

حوصله‌ی سپاه‌شون سر رفت
بین سنان و شمر که دعوا شد
خولی سر و کشید و زود در رفت

شرّی افتاد
محشر کبری بود

یا بُنَیَّ
ناله‌ی زهرا بود ۲

وا مصیبت / ای امان از غربت ۳

 

بین محلّه‌ی یهودی شد
سرای روی نیزه بازیچه

توو "شهر شام" یه چیزایی دیدم

که زهر کینه پیش اون هیچه ۲

دیدم

اوباش مستِ سنگ به دستی که

دنبال شرّ و فتنه می‌گردن
اوّل قمار و شرط و می‌بستن
بعداً نشونه گیری می‌کردن

سری اُفتاد
زیر سمّ مرکب

ما میمُردیم
نبود عمّه زینب

وا مصیبت / ای امان از غربت 

منبع:موسسه ادبیات آیینی بی‌پلاک

پربازدید‌ترین‌های زمزمه عبدالله باقری امام باقر (ع)(شهادت‌ها)

محبوب‌ترین‌های امام باقر (ع)(شهادت‌ها)

محبوب ترین‌های عبدالله باقری

نظرات