یک زخم و رو سرت

یک زخم و رو سرت

[ عبدالله باقری ]
یک زخم و رو سرت
گفتی مخفی شه از چشم دخترت
با پر عمامه‌ش بسته قنبرت
یک زخم و رو سرت

کاش بودی کربلا
بسکه زخم روی زخم اومد بی‌هوا
دیگه از دست رفت تعداد نیزه‌ها
کاش بودی کربلا

(به تن شاه نگاه - انداخت زینب
اون پیکرو - نشناخت زینب ۲) ۲

ول کن نیستن، خدا!
بعد قتل و غارت، پس دیگه چرا
پیِ نعل تازه‌ن واسه مرکبا؟
ول کن نیستن، خدا !

با آتیش اومدن
بی حیا و پستن، ملعون و بَدَن
بیت وحی و همین جور آتیش زدن
با آتیش اومدن

(مادر و بچه رو - با هم کشتن
حیدر رو با - این غم کشتن ۲) ۲

منبع:موسسه ادبیات آیینی بی‌پلاک

پربازدید‌ترین‌های زمزمه عبدالله باقری امیرالمؤمنین (ع)(شهادت‌ها)

محبوب‌ترین‌های امیرالمؤمنین (ع)(شهادت‌ها)

محبوب ترین‌های عبدالله باقری

نظرات