نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

یکی بود یکی نبود، علی که بود الهی کور بشه چشم حسود اون که منکر تو شد، میفهمه زود سرنوشتش میشه مرحبِ یهود (هر کی باهات در افتاده یقیناً که وَر افتاده) ۲ یک طرفی دست و پا و یک طرفی سر افتاده روی دُلدُل سواری، مثل یه باز شکاری سر مرحبو زدی تو با یه ضربهی کاری رعشه افتاده تن هرچی یهوده تُو میدون مثل رودخونهای خونِ دشمن شده جاری با سپر اومد، بیسپر برگشت با سر اومد و، بیسر برگشت هر کسی اومد، به نبردِ تو یه نفر اومد، دو نفر برگشت
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد