
یار دردانۀی من همه افسانۀی من شده دل بستۀ تو دل دیوانۀی من تو که زیبا قمری شکر اندر شکری بده از جام لبت بادۀ مختصری یارا صنما ماه دلم ای دلبر دلخواه دلم شاد از جشن توام صید چشم صیاد توام جانم علی اکبر مددی... جان و جانان منی، نفس و جان منی تو دلارام من و سر و سامان منی (بده یک نیمه شبی قدح لب به لبی) ۲ تو به دستان من آن شراب عربی از عشق تو دیوانه شدم با غیر تو بیگانه شدم سر بر در پیمانه زدم لب بر لب پیمانه شدم جانم علی اکبر مددی... (حیدر کرب و بلا یل دریای بلا) ۲ تو علی اکبری و پسر خون خدا وجناتت علوی نسبت مرتضوی سیرتت فاطمی و صورت تو نبوی خَلقاً خود پیغمبری و خُلقاً خود پیغمبری و از بس که دلیری و یلی اسمت شده هم نام علی جانم علی اکبر مددی...