نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

کشته منو دلشوره، راه من ازت دوره تو به من حواست هست، ولی چش من کوره تو چقده آقایی، نَفَس مسیحایی یه خواهش ازت دارم، نذاری برم جایی یا دلیلی عِندَ حَیرَتی، یا غیاثی عِندَ کُربَتی حاضرم جونم بدم برات، از بس که با محبتی همیشه توی اوج سختی، بهم یه راه چاره دادی مُرده بودم ولی به قلبم، زندگی دوباره دادی آقام آقام آقام حسین جان... ای داد از رخ آشفتهی رباب بعد از حسین، خانهی شادی شود خراب مقتل آوردهاند دست عدو پنجه در آیههای مویت کرد آه از آن دمی که شمر رسید با نوک چکمه، پشت و رویت کرد چقدر ذبح تو،زمان برده مادرت چند بار، رفت از حال شمر هنگام ظهر آمده بود دم مغرب، درآمد از گودال برا مصیبتهای تو، همین که آه میکشم روی تموم بدیام، خط سیاه میکشم آه حسین ای غریب زخمیه میون قتلگاه حسین آه حسین ای پناه عالمی که مونده بی پناه حسین آه حسین تو رو کشتنت آخه برا کدوم گناه، حسین با هر چی که میشد، تو رو زدنت تو رو زدنت تو رو زدنت خاک راه سقا، شده کفنت شده کفنت شده کفنت پناه حرم، کجا میخوای بری بگو برادرم بدرقهی راهته، اشک چشم ترم آهستهتر برو داداش، بودی مضطرم پناه حرم، بیا ببین نامحرما رو دور و برم خاکی شده دوباره، چادر مادرم تو رفتی و کشیدن از سرم، معجرم پناه حرم، هنوز یادم نرفته لحظهی رفتنت بمیره خواهرت چقد غریب کشتنت یه جای سالمم نمونده روی تنت پناه حرم، یکی داره پیرهن خونیتو میبره اومده ساربان به فکر انگشتره به روی نیزه سر، علی اصغره پناه حرم... میکشه خنجرو سرت نمیشه جدا با پا تنت رو برمیگردونه بی حیا دوازده ضربه زد تا سر برید از قفا
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد