نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

عشق یعنی کربلا یعنی دو حرم، دو گنبد طلا حال من با تو خوبه منم و سجده رو به کربلا شده چشمام دوباره مثل رنگ غروب کربلا جونمو بگیر وقتی دارم سینه میزنم تا دَمِ مرگم من از تو که دل نمیکَنم من یه عمره که پای غم تو نفس زدم اجازه دادی خودت بهم بازم اومدم بازم منم و بیتابی کجای دنیا هست مثل تو اربابی جانم حسین جانم... عشق یعنی یک نگاه یعنی جز حسین نداری تکیهگاه اگه روحی فداکه به لبم دل هلاک کربلا آخه میسازه تنها به دلم آب و خاکِ کربوبلا گریه میکنم تا که برام آبرو بشه تا که چشام با ضریح تو روبهرو بشه وای اگه یه شب پایینِ پا قسمتم بشه نذار که این آرزوی من حسرتم بشه بازم یه کاری کن واسم میگیری دستامو من تو رو میشناسم جانم حسین جانم...
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد