نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

کتابِ هستیِ زینب، ورق ورق میشد منو زابراه نکن دست و پا که میزنی مادرو نگاه نکن یه نفر کاری کنه شمر اومده برا ما جلوداری کنه اونی که از گودال، سرتو حالا بُرد روی سر زینب، صداشو بالا بُرد حسین...
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد