وقتی می‌میرم تو می‌رسی

وقتی می‌میرم تو می‌رسی

[ حسین ستوده ]
وقتی می‌میرم تو می‌رسی
قدم روی چشمام می‌ذاری

روحم پَر می‌گیره تا نجف
مابین خواب و بیداری

حیرت گرفته سر تا پامو
بَه‌بَه چه ایوانی داری

من در‌به‌در و حیرانِ نجف
مستم می‌کنه، ایوان نجف

دمادم بگو علی، بگو با وضو علی
بهشتو می‌خوای برو، نجف رو‌به‌رو علی

خداییش برای ما شیرینه زندگی
با چای عراقی و دهینِ ابوعلی

مِثلش کسی تو دنیا نیست
تا روز محشر می‌گردم

هر بار دلم جا می‌مونه
تا از نجف برمی‌گردم

هر کی یه آقایی داره
من دور حیدر می‌گردم

توی سَرمه، سودای نجف
شب‌های بهشت، شب‌های نجف

شدم بی‌قرار علی، به عشقت دچار علی
گذاشتم گردنمو روی ذوالفقار علی

چنان غرق ذکرتم، که حتی تو قبرمم
می‌گن مَن امامُکَ؟ می‌کِشم هوار علی

علی یا علی...

نظرات