
حقیقت شب قدر علی توی همیشه در صدر علی گوشهای از جنگاوریت تو اُحُد و تو بدر علی مردان مردانه اومد توی میدون جانان جانانه قلعه پیش حیدر به لرزه افتاده این رعد و برق یا که شمشیر شاه مردانه روح مناجات علی با کرامات علی ای بابابزرگ رقیه سادات علی انقده محوی تو نور پروردگار باید هم توی نماز بکشند تیر رو از پات علی ای جانم یا علی به ساعت نجف هو بکش خاک نجف به گیسو بکش تمام عمر میخوای مست بشی تو حرمش فقط بو بکش معراج پیغمبر زیبا شد وقتی که دید هر کجا حیدر داره صحبت میکنه روی هر منبر مطمئن شد تو عرش هم محورِ حیدر، محورِ حیدر جان ابوذر، علی عشق قنبر، علی ای شاگرد دَرسَت مالک اشتر، علی من اهل نجفم چون بابام علیه دنیا مال من چون دنیام علیه حضرت فوقالعاده تو بابای منی از سرم هم زیاده همین عرض ادب آخر اعتقاده خدا مهر تو رو به هرکسی نداده حضرت فوقالعاده تو وقتی باشی بازار همه کساده سالی یه مرتبه با دل صاف و ساده میرم از حرمت کرب و بلا پیاده میزنم جار علی حضرت دلدار علی به جنونم میکشه میثم تمّار علی شه کرار علی افضل الاذکار علی میخوامت آقای پرطرفدار علی