جذبه‌ی چشم تو کوهو می‌لرزونه

جذبه‌ی چشم تو کوهو می‌لرزونه

[ حسین ستوده ]
جذبه‌ی چشم تو کوهو می‌لرزونه
قدرت دستت دنیا رو می‌گردونه
خورشیدو برگردوندی، شد عَقلا عاجز
رفتی تُو میدون، گفتی "هَل مِن مبارز؟"

من می‌گم خدا بهش صبر بِده
بخدا خیلی سخته دیدنش
من اگه جای قنبر بودم
می‌مُردم وقتِ دیدنش

یدالله، تعالیٰ، تو عالی، تو اعلیٰ
داره کعبه می‌گرده دورِ مولا
حسودا بمیرن
خدا همه‌ش تو رو می‌بَره بالا

حیدر، حیدر...

*****

هر کیو کشتی دیدی تا ده نسلش رو
دینمو کامل کردی، فرع و اصلش رو
علّت سجده‌ی انسان‌ها به آدم
امیرالمؤمنینی بودن اجدادم

واسه این‌که بهتر ببینمت
چشم من بازه وقتِ مُردنم
اگه تو لحظه‌ی مُردنم میای
پروازه وقتِ مُردنم

ملائک، تماشا، تُو عرش معلّیٰ
علی سجده کرده تُو مصلّیٰ
نمازش یه جوره
خودِ خدا می‌گه تبارک الله

حیدر، حیدر...

نظرات

ه عالی