
وَ اِذا زُلزِلتِ الارضُ زِلزالها داره میلرزه سرتاسر کربلا الفرار الفرار، یکی صدا میزنه این اباالفضلهها کسی به جنگ تن به تن نرهها یکنفره حریف لشکرهها گرد و غبار دورشو میبینید عباسه، شیرِ حیدرهها قدرتو ببین، قامتو ببین تو جنگ اباالفضل، قیامتو ببین حتی یه نگاه، ننداخت به آب، غیرتو ببین هذا ابنُ الحیدر الکرّار... **** نفساشون توی سینه محبوس میشه دیدنِ سایهشم از دور یه کابوس میشه الحذر الحذر، صدای شمره میاد دیگه مأیوس میشه ای لشکر، رسیده وقت فرار خشم حیدریش، نمیشه مهار چشماشم بسته برای همه شمشیرش که دیگه به کنار غمخوارِ حسین، دلدارِ حسین استورهی بینظیر دربار حسین میلرزه زمین، زیر قدمِ سردارِ حسین هذا ابنُ الحیدر کرّار...