نگاهت بس که جذابه که انگار جای مهتابه
جواد مقدمپسندیدن6
بازدید900+
نگاهت بس که جذابه که انگار جای مهتابه میگن خورشید که شب میشه تو چشمای تو میخوابه چشمات همرنگ پاییزه تو برقش خنجری تیزه داره از کندوی چشمات عسل بیوقفه میریزه با تو از عذاب دنیا میشه رد شد میشه خندید بس که تو مِهرت زیاده که باید دستاتو بوسید ای عشق بیپایانِ من در دل هوادارم تو را محبوب من جانانِ من رو میبگردانی چرا جانم حسین جانم حسین... مرا عشق تو ثارالله زِ دل بیرون نخواهد شد غلامت بودم و هستم دگرگونها نخواهد شد مرا عهدیست با جانان که تا جان در بدن دارم هوادارانِ کویش را چو جانِ خویشتن دارم با تو بودنه سعادت با تو زندگیم بهشته پیرغلام شدن تو راهت بهترینِ سرنوشته