
مجلس ختم زهرا، مجلس ختم حیدره توی هیئت تو این شبا همینجوری که بین حلقهی عزا واسهی تو میکوبم به سینه تو خیالم مادرِ سادات یه مجلس ختم میگیرم برات تو مسجد جامع مدینه مجلسی میگیرم برای تو مجلسِ ختمِ گریههای تو بیحضورِ جمعِ ما هیئتیها ولی با حضور قاتلای تو دَم در نشسته حیدر کرّار دست روی دست میزنه اما قاریِ ختم تو بِلاله و داره خرما میده میثم تمّار مجلس ختم زهرا، مجلس ختم حیدره بهخدا که خدا هم دست به سینه دَم دره علی صاحب مُصابه، این واسش عذابه که به قنفذ و مغیره همش خوشآمد بگه چقدر دمبهدم دمِ در سخته واسه حیدر که به قاتلای فاطمهش خوشآمد بگه حسن و حسین برخلاف شبی که آستیناشون مانع گریهی بلندشون بود گریه میکنن ولی تو آغوش هم با صدای بلند واسهی گونهای که شد کبود میرسه صدای گریهی دختری هم به گوش علی آشناست این صدای زینبه اومدن بازم زنای همسایه و این صدا میگه که طعنههاشون برای زینبه