نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

ما ولایتمدار زاده شدیم با دمِ ذوالفقار زاده شدیم پای دین استوار زاده شدیم همه مجنونِ یار، زاده شدیم همهگی تحتِ رایت عشقیم شیعیان ولایت عشقیم ما همه بتشکن بزرگ شدیم با ولا مرد و زن بزرگ شدیم بینِ سینه زدن بزرگ شدیم با حسین و حسن بزرگ شدیم با حسینیم، با حسینِ شهید پرچمِ ماست یا حسینِ شهید از دلِ ما شراب میجوشد چشمههای پُر آب میجوشد غیرتِ بوتراب میجوشد عشقِ این انقلاب میجوشد پرچمِ انقلاب محکم بود پرچمِ مشکیِ محرم بود خون که دادیم ما، جگر دادند دست دادیم، بال و پر دادند بُت شکستیم تا تَبر دادند رهبری نه، که تاجِ سر دادند با خمینی به ما کمک آمد هشت سال از خدا کمک آمد بین این روضهها زُهیر شدیم عابس و مسلم و بُریر شدیم با بصیرت جدا زِ غیر شدیم همگی عاقبت به خیر شدیم تکیه بر غیرتِ وهب زدهایم فتنه را یک به یک ورق زدهایم سالِ هشتاد و هشت فرصت ساخت کُفر بر قلبِ عدّهای میتاخت سُست ایمان عنان خود را باخت فتنه دشمن در این سرا انداخت باز حرمت شکست، پرچم سوخت دلِ ما باز در محرم سوخت عدهای رشوهخوار جمع شدند پستهای دیار جمع شدند سگ صفتهای خار جمع شدند در هجومِ غبار جمع شدند در عزای حسین خندیدند همه چو اهلِ کوفه رقصیدند لحظۀ امتحان بلند شدیم با حسینِ زمان بلند شدیم همه سینهزنان بلند شدیم پای رهبر چنان بلند شدیم نُه دی گامها طلائیه شد همۀ شهرها حسینیه شد نُه دی را حضورِ امت ساخت نُه دی قلّۀ بصیرت ساخت نُه دی سنگرِ شهامت ساخت بهرِ ایران شیعه عزت ساخت نُه دی کار، کارِ مردم بود واقعاً افتخارِ مردم بود نُه دی اقتدار عاشوراست نُه دی دستِ کربلا پیداست نه دی پشتوانه فرداست نه دی هر کسی به پا برخاست سینهزنها حماسه ساز شدند رهبری گفت سرفراز شدند گفت رمزِ دوام ما تقواست بیرقِ انتقامِ ما تقواست انتظارِ امامِ ما تقواست دستگیرِ قیامِ ما تقواست نُه دی را فقط خدا دیدیم روحِ ارباب کربلا دیدیم تا ولی فقیه علمدار است روحِ اسلام نیز بیدار است آی مردم، زمانِ پیکار است یار چشم انتظارِ عمار است رهبری روح سبزِ دوران هاست رمزِ بیداری مسلمان هاست از شهیدان جدا شدن مرگ است از حسینیه پا شدن مرگ است دور از روضهها شدن مرگ است واقعاً بیحیا شدن مرگ است زحمتِ راهِ کج نمیارزد این دعای فرج نمیارزد ما کنارِ ولایتیم همه بیقرارِ شهادتیم همه تحتِ تعلیم هیئتیم همه نسلِ سُرخِ بصیرتیم همه همه هستیم با امامِ زمان التماسِ دعا امام زمان نکند از تو من جدا بشوم من به حال خودم رها بشوم دور از خطِ کربلا بشوم مثلِ یک عدّه بیوفا بشوم بیقرارم مرا نگاه کنید یادی از داغّ قتلگاه کنیم کاروان داغ دیده میآید خواهری غم کشیده میآید چه خمیده، خمیده میآید تا سرِ سر بریده میآید پس گرفته سرِ برادر را پس گرفته لباس و معجر را دل پرِ اضطراب، واویلا کوچههای عذاب، واویلا آستین و حجاب، واویلا ماجرای شراب، واویلا شام رفته کبود برگشته از نبرد یهود برگشته پیش او خصم سر به زیر شده گرچه با نامحرمان اسیر شده دیگر از روزگار سیر شده بی حسینش چهقدر پیر شده حیف، آخر سه ساله جا مانده گوشواری از او به جا مانده ***
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد