لم داده ام به تکیه گه لن ترانی ات
حسین طاهریپسندیدن61
بازدید2.3K
لم دادهام به تکیهگه لن ترانیات من سخت راحتم که ندارم نشانیات از بس که از پیاله هستی چشیدهای ما نیز میخوریم ز جام دهانیات علی در پیریات کنار خدا تکیه میکنی وقتی روی به دوش نبی در جوانیات خورشیدبان تویی که به زهرا مراقبی ای من فدای مهر تو و مهربانیات قنبر به خود لیاقت قنبر شدن نداشت افتاد بین جذبه قنبرکشانیات علی عالم فدای یک سر موی تو یا علی منظومه تمامنمای خدا علی عادت به سجده سمت نجف دارد این سرم عتبة الزائرم لک یا مرتضی علی علی آیا رکوع کرده به سوی تو دشمنت یا که ز ترس گشته کمرها دو تا علی کار عدو به چرخش تیغت نمیکشد آنجا که با غضب بتکانی عبا علی علی وقت نبرد با ملکالموت دم مزن از میمنه به میسره راهی به هم مزن دشمن ز هیبت تو دگر پا نمیشود مشتت اگر گره بشود وا نمیشود ترسم که قطعهقطعه نمایی شکار را کمتر لعاب ده دم ذوالفقار را علی قداره را به دور سرت هی تکان مده هی ذوالفقار را به عدویت نشان مده شمشیر مست کرده همین رقص میکند تیغ عرب چرا عجمی رقص میکند جان علی ببین که شدم غرق در شعف صفحه جهان و مرکز پرگار آن نجف علی پر کردهاند دور سرم را ملائکه من مست کردهی نجفم یا ملائکه هو هو کنان به دور شما مست میشوند با یا علی علی به خدا مست میشوند مولای من بیا و مرا مستجاب کن یک بار هم مرا سگ کویت حساب کن علی با قل هو الله هست برابر علی مدد یا مرتضی شانه به شانه به یاسمن هستند مرتضی و خدا هر دو معتمن جوشاندهای ز نسخه عیسیست این سند گر دم کند خون دم ذوالفقار را علی ای آفتاب روز غدیرت شرابساز ای ذرههای خاک درت آفتابساز ای ذاتهای عبد تو عالیجنابساز خارهای خشک بیابان گلابساز کردی ز بس که لیس ز گل روی خار را ظهر است بر جهاز شتر آفتاب کن خود را ببین به صفحه آب و ثواب کن این برکه را به عکسی از آن رخ شراب کن از بین جمع یک دو ذبیح انتخاب کن پر لاله کن به خون شهیدان بهار را آقای من علی علی من گیرم نبی نبود وصی نبی که بود مسندنشین بیبدل این اریکه بود مردی که همسرش به ملائک ملیکه بود باید خدا شوی که بفهمی علی که بود علی هستم غلام قنبر و از عالمی سرم شاهم که خاک پای غلامان حیدرم با اولی و دومی و سومی چکار من خاک پای حیدر و اولاد حیدرم علی دیدار و خاک کیست به جز مرتضی علی شر و ثواب کیست به جز مرتضی علی آب و شراب کیست به جز مرتضی علی عالیجناب کیست به جز مرتضی علی این هفت تخت و نه فلک بیقرار را علی یا رب کجاست حیدر کرار من کجاست ویران شدم به عشق تو آقا معمار من کجاست با من ندار داشت بگو دار من کجاست آن نخل آرزوی ثمر دار من کجاست در کربلا بخواه برایم تو دار را حسین صد مرده زنده میشود از ذکر یا حسین ارباب ما معلم عیسی بن مریم است عیسی اگر در آخر عمرش به عرش رفت قنداقهی حسین شرف عرش اعظم است با یوسفش مقایسه کردم نگار گفت کین شاه مصر باشد و او شاه عالم است حسین ای با غریبههای جهان آشنا حسین ای عهدهدار مردم بیدست و پا حسین با یک نفس تمام جهنم شود بهشت گویند اگر جهنمیان یکصدا حسین حسین خوش آن که حلقههای سر زلف وا کنی دیوانگان سلسلهات را رها کنی کار جنون ما به تماشا کشیده است یعنی تو هم بیا که تماشای ما کنی حسین