قرار دلای بی‌قرار اومدو

قرار دلای بی‌قرار اومدو

[ سید محمدرضا نوشه‌ور ]
قرار دلای بیقرار اومد و
تب دیوونگیم رو هزار اومد و

اومده همه هستی ارباب ما
عزیز دل ساغی کرببلا

با رقیه زمین داره شور و شعف
اومده نوه‌ی پادشاه نجف
ملائک توی صف می‌زنن همه کف

(به به اومده به دنیا رقیه)۲
جانم به نوه‌ی زهرا، رقیه

این شبا میگن شاعرا، مداحا منبریا
از در خونه‌ی حسین، دست خالی نریا
رقیه خاتون اومد و می‌خونن آذریا

یا رقیه خوش گلدی خانوم...
****
اومده که دل باباشو ببره
علی اکبره که نازشو میخره

جبرئیل زیر پاش داره گل می‌ریزه 
خاطرش واسه قلب عموش عزیزه

افتخار من اینه تا زیر لهد 
میگم از ته دل یا رقیه مدد
تا که اسمش اومد دل من صدا زد

(لعن بر منکر وجودِ رقیه)۲
بر اونکه میگه نبوده رقیه

کاش بشه عیدی بگیریم، تو همین نوکریا 
به یاد سید ذاکر و مرحوم کوثریا
یاد حسن جمالی باز، بگو با اذریا 

یا رقیه خوش گلدی خانوم...

نظرات