قرار دلای بیقرار اومد و تب دیوونگیم رو هزار اومد و اومده همه هستی ارباب ما عزیز دل ساقی کربوبلا با رقیّه زمین داره شور و شعف اومده نوهی پادشاه نجف ملائک توی صف، میزنن همه کف بَهبَه اومده به دنیا رقیّه جانم به نوهی زهرا، رقیّه۲ این شبا میگن شاعرا، مداحا، منبریا از در خونهی حسین، دست خالی نریا رقیّه خاتون اومد و میخونن آذریا یا رقیّه خوشگِلدی خانم ... اومده که دل باباشو ببره علی اکبره که نازشو میخره جبرییل زیر پاش داره گل میریزه خاطرش واسه قلب عموش عزیزه افتخار من اینه تا زیر لحد بگم از تَهِ دل یا رقیّه مدد تا که اسمش اومد، دل من صدا زد لعن بر منکر وجود رقیّه۲ بر اونکه میگه نبوده رقیّه کاش بشه عیدی بگیریم، تو همین نوکریا به یاد سیّد ذاکر و مرحوم کوثریا یاد حسن جمالی باز بگو با آذریا یا رقیّه خوشگِلدی خانم ...