نظرات
0هنوز نظری ثبت نشده

بابا وقتشه که حالا بیرق عمو رو بسپاری به من بابا قافله تا اینجا مونده بیعلمدار وقتشه که من پرچم بگیرم محکم رو دوشم چادرسیاه مادرو بپوشم من تو وجودم زهرا رو دیدم کاخ یزیدو به آتیش کشیدم به من میگن فاتح شامات رقیّه سادات حیدرِ بالذّات به هم زدم مکر روباهو کاخ اون شاهو اسارتگاهو بانو، دشمنو به زانو میزنه با عبّاس میشه روبهرو شامو، مجلس حرامو ریخته به هم حالا میگه به عمو من پای زینب موندم تا آخر گفتم به خطبهش اللهاکبر جای تو میشم واسَش جلودار باشه خیالت راحت علمدار به من میگن قدرتِ زينب هیبت زينب، شوکت زينب یه جورایی دخترِ زينب محشرِ زينب، لشکر زينب
هنوز نظری ثبت نشده