نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

دوست دارم تا قیامت از سکینه رخ بپوشم دوست دارم در بقل قنداقه اصغر بگیرم ابوفاضل، ابوفاضل، ابوفاضل، ابوفاضل دوست دارم بار دیگر چهره قاسم ببوسم از کجا باید نشان آن گل پرپر بگیرم دوست دارم در ره احیای آیین پیمبر تیر اگر آید به سویم با دوچشم تر بگیرم ابوفاضل، ابوفاضل، ابوفاضل، ابوفاضل یا اخا ادرک اخاک افتادم از پشت فرس مادر تو آمد و دیگر ندارم من نفس حسینم وا، حسینم وا، حسینم وا، حسینم وا ای اباالفضلم چرا در خاک و خون افتادهای؟ پشت من بشکسته شد یارا چرا جان دادهای؟ ابوفاضل، ابوفاضل، ابوفاضل، ابوفاضل یا اخا زینب میان خیمهها حیران شده از غم داغت برادر دیدهاش گریان شده ابوفاضل، ابوفاضل، ابوفاضل، ابوفاضل
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد