نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

دوباره رسیده گدای قدیمی منم به تو محتاج تو خیلی کریمی دل تنگم، برای بقیع و حرم خاکی تو باز دلم پریشونه دل خونم، برای غم و غربت تو بس که غریبی آقا توی خونه آه چه بی طرفداری آه نبود برات یاری آه چه غربتی داری *** توو سینه ی شیعه همیشه یه داغه چرا حرم تو بی شمع و چراغه مدیونم به دست پر از لطف و عطای تو و باتو چقد بی نمازم کاش میشد با تربت تو مهری بسازم تا بذارم توی جا نمازم آه شبیه مولایی آه امیر تنهایی آه عصای زهرایی ***
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد