امام حسن مهربوني و كريم
محمدحسین پویانفرپسندیدن23
بازدید3.9K
امام حسن مهربوني و كريم من گداي روضه هاتم از قديم در خونت من يه عمره نوكرم اگه بيرونم كني كجا برم باز اومدم محضرت ادب كنم رزق فاطميمو طلب كنم تو دستته روزى ما نوكرا اي فداي مادر تو مادرا هر كي كه گريونه تو روضه هات هميشه با چشم گريون وارد محشر نميشه گريه كناي تو از اتيش در امونن کاری بکن که نوکرات تنها نمونن واويلتا واويلتا آه و واويلا 4 *** يه بي حيا اومدش تو كوچه ها سيلي زد به مادر تو بي هوا غرور تو دل مضطرت شكست گوشواره تو گوش مادرت شكست تو كوچه ها يه صدا شنيده شد چادرى كه رو زمين كشيده شد خود خدا روضه خون فاطمس توى كوچه رد خون فاطمس از اون دوشنبه تا حالا گريونه كوچه شدي عصاي مادرت ميون كوچه كسي نبود كه اشك چشماتو كنه پاك كسي نبود گوشواره رو برداره از خاك واويلتا واويلتا آه و واويلا 4 *** چهل نفر در خونه اومدن مادرت رو تازيونه ميزدن اون نانجيب كه به در زدش لگد به بابات علي ميزد حرفاي بد چه روزى بود اون غروب پر بلا باز گريز روضه رفت به كربلا ولي سرى از بدن جدا نشد نه، مدينه مثل كربلا نشد تو قتلگاه پير مردا با عصا ميزدن به اون مُرَمِل الدِما تو خيمه ها ناله ها شنيده شد معجر از سر زنا كشيده شد يه كربلا مصيبت و دل بي قرارى رو ناقه هاي بي جهاز اشتر سوارى يه كربلا داغ و مصيبت ديده زينب گيسو پريشان است و قد خميده زينب واويلتا واويلتا آه و واويلا 4 ***